فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
20
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
تحقيق مدخول . فقير گفتم : من برهان برين با قصر عبارتى تقرير كنم . اگر مؤثر آسمان و زمين غير يكديگر باشند اين هر دو واجب الوجودند يا هر دو ممكن الوجود يا مؤثر آسمان واجب الوجود و مؤثر زمين ممكن الوجود يا به عكس و بر هر تقدير بحثى است . اگر مؤثر آسمان و زمين غير يكديگر باشند و هر دو واجب الوجود باشند تعدّد واجب الوجود لازم آيد و تعدّد واجب الوجود در عقل جايز نيست و اگر هر دو ممكن - الوجود باشند ، به خود مؤثرند يا به غير ، اگر به غير مؤثرند فى الحقيقه ايشان مؤثر نيستند بلكه مؤثر آنكسيست كه وجود را افاضه مىكند ، اگر در مرتبهء اول واجب الوجود شد حصل - المقصود و اگر منتقل شد بممكنى ديگر نقل كلام ميكنم و دور يا تسلسل لازم مىآيد چون مفيض تأثير همان مفيض وجود شد ، معلول محتاجست به علت ، حال الاتصاف بالوجود ، پس در حال افاضهء وجود برو ، تأثير كه از كمالات تابعهء وجودست فايض مىشود با وجود ، پس تأثير صفت يك مؤثر باشد كه وجود افاضه مىكند بر غير خود از موجودات امكانيه و برين تقدير مؤثرى در وجود نباشد الّا حق تعالى و آن مدعى ثابت باشد . گفتم : كسى ديگر اشكال را جوابى دارد ؟ عاليحضرت خليفة الرحمانى خان خلّدت خلافته الى يوم القيام فرمودند : هم شما خود جواب بفرمائيد . فقير گفتم : حاصل سؤال من اين بود كه رحم [ 9 ر ] بر همه عالم يك كس مىكند كه او مالك الملوك است و ديگر مرحومند . يا حق راحم است و خلق هم راحم مىباشند . از علما پرسيدم كه راحم يكى است ؟ گفتند : يكى مىتواند بود . گفتم : ميفرمايد كه در آسمان و زمين هر دو هست ؟ چون در آسمان و زمين هر دو باشد پس دو كس باشد . طايفهء ديگر از علما گفتند : راحم دواست . گفتم : پس اين سخن كه محقّقان ميگويند كه هيچ كس كارى نمىتواند كرد غير خدا ، مثل رحم و صفات كمال باطل باشد و حال آنكه سخن محققان اينست . حضرت خان فرمودند : من شما را جواب گويم ، راحم يكيست و دو مظهر دارد ، مظهر قهر و مظهر رحم ، هر گاه كه بصفت رحم تجلى كند بر اهل زمين راحم زمين است و هر كس از مخلوقات كه راحم از مظهر او ظاهر شده فى الحقيقه خود راحم نيست